خرید شال لباس جديد روابط دمشق و بيروت

پس از گذشت 56 سال از استقلال دو کشور سوريه و لبنان و به بياني ديگر، پس از پايان قيموميت فرانسه بر آن دو و براي نخستين بار، دو کشور در پانزدهم آگوست گذشته در دمشق تصميم گرفتند تا آغازگر روابط ديپلماتيک باشند؛ تصميماتي که در ديدار اخير «‌ميشل سليمان‌»، رئيس‌جمهور لبنان از دمشق و گفت‌وگو با بشار اسد، رئيس‌جمهور سوريه به دست آمد. پيش از آن، شوراي امنيت سازمان ملل متحد در قالب قطعنامه شماره 1680 (سال 2006) و آمريکا و فرانسه در قالب فشارهاي سياسي و بين‌المللي، تلاشي دو چندان داشتند تا دمشق را ترغيب به آغاز روابط ديپلماتيک رسمي در قالب گشايش سفارتخانه‌ها در بيروت و دمشق کنند.
به دنبال دستور رئيس‌جمهوري سوريه، سرانجام «‌بشار اسد‌» چهارشنبه گذشته، روزي که در روابط سوريه و لبنان به عنوان «‌روزي تاريخي‌» معرفي خواهد شد، دو طرف به صورت رسمي موافقتنامه ايجاد روابط ديپلماتيک را به امضا رساندند تا در آينده‌اي نزديک سفارتخانه‌هاي دو کشور در بيروت و دمشق آغاز به کار کند.
تا پيش از آن، سازمان دهنده روابط سياسي – اقتصادي و نظامي دو کشور شورايي با نام «‌شوراي عالي سوريه و لبنان‌» بود که از سال تأسيس در سال 1991 تاکنون 120 موافقتنامه و قرارداد در بخش‌هاي گوناگون كرده بودند.
روابط دوجانبه سوريه و لبنان در پنج دهه اخير، شاهد تحولات و فراز و نشيب‌هاي بسيار بوده است. روابط مردمي دو کشور به دليل روابط فاميلي به ويژه در بخش‌هاي شمالي و غربي لبنان با سوريه و نگاه خاص ايديولوژيک رهبري سوريه در چهارچوب وحدت و يکپارچگي دو کشور در عهد مرحوم «‌حافظ اسد‌» و حمايت‌هاي داخلي طرف‌هاي سياسي لبناني از اين نگاه، يکي از موانع طبيعي بر سر نگاه مستقلانه دو کشور به روابط بيروت – دمشق بود. از اين دريچه، بخش چشمگيري از لبناني‌ها و نيز سوري‌ها بر اين باور بودند که ايجاد روابط ديپلماتيک همه اين تار و پودهاي طبيعي بين مردم دو کشور را از بين مي‌برد و عملا جدايي تاريخي در روابط غير رسمي دو کشور پديد مي‌آورد؛ نگاهي که ريشه اصلي شکل‌گيري آن در انديشه «‌وجود يک کيان واحد‌» حتي در ابعاد جغرافيايي دو کشور در چند دهه تجلي پيدا کرده بود.
سوريه که تنها کشور عربي هم‌مرز با لبنان است، در سال 1976 با حمايت رسمي اتحاديه سران عرب به منظور پايان بخشيدن به جنگ داخلي لبنان، ارتش خود را به سوي لبنان گسيل داشت؛ جنگي که تا 1990 ادامه پيدا كرد. در اين مدت، سوريه بارها و بارها با طرف‌هاي لبناني و اسرائيلي وارد جنگي تمام عيار شد؛ روندي که از سال 1976 تا 2005 موجب شد تا دمشق قدرتي بلامنازع در پايه‌هاي «‌قدرت سياسي لبنان‌» به دست آورد، اما اين روند در سپتامبر سال 2004 با صدور قطعنامه 1559 مسير نزولي را پشت سر گذارد، چرا که شوراي امنيت با صدور اين قطعنامه، خواستار خروج ارتش سوريه از لبنان شده بود.
رئيس‌جمهور سوريه اجراي اين قطعنامه را در مارس 2005 صادر نمود و همزمان با تحولات ترور رفيق حريري، روند عقب‌نشيني ارتش سوريه از لبنان نيز شدت يافت. اين در حالي است كه تاکنون 76 قطعنامه از سوي شوراي امنيت سازمان ملل درباره لبنان صادر شده که اغلب آنها درباره اسرائيل بوده است و مشهورترين آن قطعنامه شماره 425 صادره در سال 1978 مبني بر لزوم عقب‌نشيني کامل ارتش اسرائيل از سرزمين‌هاي اشغالي لبنان است. در اين ميان، آنهايي که پس از تحولات سال 2005 لبنان به «‌صف مخالفان سوريه‌» و هم‌پيماني رسمي با آمريکا و فرانسه در اين کشور پيوستند، قطعنامه 1559 شوراي امنيت را هم‌وزن قطعنامه 425 ارزيابي مي‌کنند اين در حالي است که همه مي‌دانند که اگر ارتش سوريه از سال 1976 در لبنان استقرار نمي‌يافت، بدون شک و به رغم همه مشکلات و تحولات سياسي داخلي لبنان، مرزهاي جغرافيايي لبنان اکنون به نفع اسرائيل کاملا تغيير کرده بود.
 
در طي دوراني که دو کشور روابطي عادي و طبيعي بدون سفارتخانه را پشت سر مي‌گذراندند، شوراي عالي لبنان و سوريه (تحت عنوان هماهنگي و برادري) همه کاره تصميمات استراتژيک آشکار دو کشور بود. با آنکه در تصميم جديد بين بيروت و دمشق هيچ‌گونه اشاره‌اي به الغاي وظايف اين شورا نشده است، اما آشکار و روشن است که از اين پس، وظايف آن به سفارتخانه‌هاي دو کشور منتقل خواهد شد. از همين روي بيشتر لبناني‌ها انتظار دارند تا مقر اين شورا در دمشق در منطقه «‌ابو رمانه‌» به سفارت لبنان در سوريه تبديل شود. به رغم حاکميت رسمي اين شورا در پانزده سال بر روابط رسمي دو کشور، اما روابط سياسي و اقتصادي دو کشور ناشي از تحولات امنيتي و نظامي در لبنان دستخوش تغييرات گسترده‌اي بوده است که بيشترين نماد آن در بسته شدن مرزهاي زميني سوريه به روي لبنان ظاهر مي‌شده است. در اين ميان، قدرت برنده‌تر و اساسي تر هميشه در دست دمشق بوده، زيرا تنها راه زميني بين‌المللي لبنان به سوي جهان خارج فقط از سوريه مي‌گذرد.
 
با آن که مخالفان سوريه در لبنان که در جريان ائتلاف احزاب و سازمان‌هاي لبناني مسلمان و مسيحي و دروزي موسوم به «14 مارس‌» سازماندهي شده‌اند، بر اين باورند که فشارهاي سياسي آنها سوريه را وادار به عقب‌نشيني و سپس تصميم‌ به ايجاد روابط ديپلماتيک با لبنان كرده است، اما سير مواضع و نوع روابط دمشق با بيروت نشان مي‌دهد که سوريه در يک اقدام مهم و با نگاهي عميق‌تر به تحولات سياسي منطقه و جهان اقدام به ايجاد روابط ديپلماتيک با بيروت كرده است و اين كار، باعث تغيير موضوع سوريه در رابطه با تحولات لبنان با اسرائيل، لبنان با منطقه و لبنان با سوريه نخواهد شد.

جناح «14 مارس‌» در حالي مدعي «‌وادار ساختن سوريه‌» به تغيير در مواضع سياسي‌اش است که يک جناح بسيار پرقدرتر از آن يعني «‌جناح 8 مارس‌» در لبنان وجود دارد که هم‌پيماناني بسيار قدرتمند با سوريه را در دل خود دارد.
اين كار سوريه، راه را بر فشارهاي بين‌المللي عليه اين کشور خواهد بست و بستر جديدي براي روابط با لبنان ايجاد خواهد کرد. حتي در داخل لبنان، تقريبا همه مخالفان سوريه نيز آن را به عنوان يک گام مثبت ارزيابي کرده‌اند، اما يک پرسش اساسي در اين بين هست و آن اين که مگر آغاز روابط ديپلماتيک رسمي بين دمشق و بيروت موجب بر هم زدن موازنه‌هاي استراتژيک در منطقه يا لبنان خواهد شد؟ و آيا منجر به تغييرات در مناسبات سياسي – اقتصادي و يا امنيتي و نظامي دو کشور مي‌شود، چرا که سوريه عملا از سال 2005 از اين کشور بيرون رفته و از دور بر تحولات اين کشور نظارت مي‌کند و آيا در اين دوران و به رغم رويدادهاي مهم همچون ترورهاي سياسي در اين کشور و يا جنگ سي و سه روزه اسرائيل عليه مقاومت اسلامي لبنان، تغييري در موازنه قدرت سوريه در لبنان شکل گرفته است؟
اين همه در حالي بوده است که دو کشور از نظر نظام سياسي، اقتصادي و اجتماعي از شکل کاملا متفاوتي از يکديگر برخوردار بوده و در حقيقت، هيچ شباهتي بين نحوه اداره دو کشور وجود ندارد و از نظر اجتماعي ( با توجه به نظام طايفي حاکم در لبنان) نيز بسترهاي کاملا متفاوتي در دو کشور هست، اما به رغم همه اين امور، سوريه همچنان به عنوان يکي از عوامل مهم سرنوشت‌ساز در تحولات داخلي لبنان حضور داشته است. همه اين «‌نشانه‌ها و خط‌هاي جدا‌» در چند دهه اخير در مناسبات بيروت و دمشق برقرار بوده، اما هيچ‌گاه موجب جدايي «‌مرزهاي تعيين کننده و سرنوشت ساز‌» در بين دو کشور نشده است.
آغاز روابط ديپلماتيک دو کشور نيز در آينده نمي‌تواند موجبات جدايي دو کشور را فراهم کند، بلکه «‌ساختار قديمي روابط‌» را در يک نظام جديد شناخته شده‌تر قرار مي‌دهد و چه بسا قدرت بيشتر مناسبات ديپلماتيک بيروت و دمشق را فراهم آورد. از اين مرحله به بعد، مهمترين پرسش‌ها اين است که نخستين سفير لبنان در دمشق از ميان کدام يک از طوايف لبناني برگزيده خواهد شد؟ و پرسشي که چه بسا از درجه اهميت کمتري برخوردار باشد و آن اين که سوريه سفارت خود را در کجاي بيروت مستقر خواهد نمود؛ اين دو مي‌تواند پيام‌هاي سياسي جداگانه‌اي در روابط جديد ديپلماتيک بين سوريه و لبنان داشته باشد.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید